کتاب شامل دو داستان است. در «نوازندهی همراه»، سونچکا همراه دوستش ماریا از شوروی میگریزد و پس از گذر از قسطنطنیه، به پاریس میرسد. در این شهر ـ که در آن روزگار کانون هنرمندان جهان بوده است ـ زندگی مشترک ماریا و سونچکا بهانهای میشود تا خواننده با سرگذشت مهاجران روس گریخته از انقلاب آشنا شود. در داستان «بیماری سیاه»، راوی ـ مهاجری روس در پاریس ـ تنها داراییاش، یک جفت گوشواره، را در بانک رهنی گرو گذاشته و قصد دارد از پاریس کوچ کرده و به شیکاگو برود. اما «بیماری سیاه» ـ نوعی آفت که در سنگهایی مانند برلیان نفوذ میکند ـ در یکی از گوشوارهها بروز کرده است.
نظرات
شما هم درباره این محصول نظر خود را بنویسید. برای ثبت نظر، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.