
عادلانهها، پل ریکور
📚عادلانهها
🌊پل ریکور
🌊ترجمهی مهدی فیضی
🌊نشر شبخیز
📜۲۲۶ صفحه
🍀کیفیت: نو
ایدهٔ مشهود و مرکزی این آن «فاصلهٔ عادلانه» و ایدهٔ پنهان آن «دولت حق» است. همانطور که فاصلهای که متنْ میان نیت مؤلف و مخاطب برقرار میکند به امکان برابری در فهم راه میبرَد، برقراری فاصلهای همانند نیز امکان عدالتی است که پیشاپیش وجود ندارد. این فاصلهای است در درون چیزهایی که با آنها سروکار مییابیم که اگر بیرون از آنها باشد یا به طرد و یا به انزوا خواهد انجامید و نه به عدالت.
واگذاری بیواسطهٔ ما به واقعیت، چنین فاصلهای را ایجاب میکند. فاصله شرطِ امکان و در این معنا ساختار عدالت است. این فاصلهای که میان ما و واقعیت واقع میشود، به ما فضا میدهد. چنین فضایی وسیعترین معنای فاصلهٔ عادلانه است که ریکور طرح میکند. «فاصلهٔ عادلانه» که در موارد حقوقی و برای اجرای عدالت غیرانتقامی میان طرفهای درگیر برقرار میشود، در واقع ساختار آنچه را که میتواند «عدالت» خوانده شود نمایان میکند: امکان فاصله گرفتن. بدینسان فاصله فضای عدالت را فراهم میآورد. و در این معنا هرچیزی شامل طبیعت، دولت، سرمایه و... که چنین فاصلهای را میان ما و خودش برنمیتابد و اینهمانی را طلب میکند، سد راه عدالت ساختاری است.
«دولت حق» ایدهٔ دیگری است که ریکور معنای آن را چندان روشن نمیکند؛ ولی بهگمان مترجم، این ایده معنای «دولت» هگلی را کاملاً روشن میکند.
متون گردآمده در این کتاب،به بیان دقیق، فصول یک کتاب را تشکیل نمیدهند. آنها متنِ بحثگفتارهایی هستند که در جاهای مختلف تحتِ محدودیتهای برنامههایی، ایراد شدهاند که ریکور برای آنها عنوان معینی را انتخاب نکرده بود. با این حال، این متون صرفاً به نوشتههایی اتفاقی برای برخی موقعیتهای خاص تنزل نمییابند. آنها به ریکور اجازه دادهاند تا یکی از قدیمیترین دغدغههای فکریاش را بیان کند که به معدود مواردی درون رشتهاش مربوط میشوند که در قیاس با علاقهای که به مسائل اخلاقی یا سیاسی ابراز میشود از عرصهٔ حقوقی نشئت میگیرند. این غفلت از امر حقوقی از آن رو تعجبآورتر است که نسبتاً مربوط به این اواخر است. جمهوری افلاطون بسیار مقید به مسئلۀ عدالت است. ارسطو نیز در اخلاقش تحلیل مفصلی از فضیلت عدالت ارائه میکند. در آغاز دوران مدرن، نظریههای قرارداد اجتماعی در پیوند با نظریههای حقوق طبیعی مطرح میشوند.