
من ببر نیستم پیچیده به بالای خود تاکم، محمدرضا صفدری
📚من ببر نیستم پیچیده به بالای خود تاکم
🌊محمدرضا صفدری
🌊نشر ققنوس
📜۴۱۴ صفحه
🍀کیفیت: دست دوم
قصه از جایی آغاز میشود که نوذر از خواب چشم میگشاید و اکنون میکوشد به یاد آورد که کیست و چه کرده است. به خاطر میآورد که مردهای را از مزار بیرون کشیده است؛ به یاد میآورد که بیماریای در ریگستان شیوع یافته بود؛ و گویی نسبتی با زارپولاتِ ریگستانی دارد. همچنین به یاد میآورد که همهٔ زنان خود را «گلافروز» مینامیده است.
«من ببر نیستم پیچیده به بالای خود تاکم» اثر محمدرضا صفدری، همچون بسیاری از رمانهای نو، بر خطی مستقیم و راست پیش نمیرود. هر چیز به چیز دیگر میپیچد و از آن بالا میرود. روندی پر از ایست و مکث شکل میگیرد و سپس حرکتهایی پیچان و شکنان از نو آغاز میشود. موضوعها یکی پس از دیگری ظاهر میشوند، اما به جای پیش رفتن در مسیری روشن، در کشاکشِ درهمپیچیدن با یکدیگر به سوی ابهام و تاریکی میروند.
شیوهای که محمدرضا صفدری در نگارش این رمان در پیش گرفته، بیش از آنکه خودِ حادثه را بپروراند، بازتاب آن را برجسته میکند. از همین رو، آنچه وقوعش قابل پیشبینی است با آنچه انتظار وقوعش نمیرود در هم میآمیزد و فضایی خاص در روایت میآفریند. در پایان، خواننده از خود میپرسد: آیا خودِ ماجرا واقعیتر بود یا اثر و بازتاب آن؟