
آوازهای سندباد، عبدالوهاب البیاتی، ترجمهی م. سرشک
📚آوازهای سندباد
🌊عبدالوهاب البیاتی
🌊ترجمهی م. سرشک
🌊انتشارات نیل، چاپ دوم ۱۳۵۶
📜۱۶۱ صفحه
🍀کیفیت: نو
عبدالوهاب بیاتی یکی از شاعران نوگرای عرب و عراقی است و معمولاً او را در کنار نازکالملائکه و بدر شاکر السیاب از نخستین شاعران نوگرای شعر عربی میدانند.
ادب امروزین تازی، در قلمرو گستردهٔ جغرافیایی و انسانی خود، بیش از هر عصر دیگری به مردم مسلمان و نیازهای انسانی این قوم نزدیک شده است؛ و به بیانی دیگر میتوان آن را ترجمان حال و زبان وجدان خلق مسلمان نامید. در دنیای پرتشویش کنونی، انسانِ شاعر ـ و نه متشاعر ـ دیگر نمیتواند آرام گیرد و دردها و مصائب آدمی را نادیده انگارد و تنها به ذکر زنبارگی و شرابخواری و شاهدپرستی بسنده کند؛ زیرا انسان، تودهٔ انسان، رو به سقوط و انحطاط است و جامعهٔ انسانی در حال پوسیدن، استحاله شدن و فروریختن است.
در چنین عصر و زمانهای است که فرزانهرندی از سرزمین شاعرخیز بینالنهرین، زادگاه گیلگمش ـ قهرمان بزرگترین و نخستین حماسهٔ بشری ـ سر برمیدارد و در راه رهایی انسان؛ انسانی که از درون متلاشی شده و در این روزگار، با همهٔ غریو و غوغا و معجزات و کرامات «ماشین»، بیش از هر زمان دیگری خود را در ژرفای سکوت و تنهایی، سرگشته و بیپناه مییابد، صلای انسانی میپراکند.
این مهاجر بیمیهن، بر بال پرنده، از شهری به شهری دیگر پیوسته در کوچ است؛ و در قهوهخانههای شهرهای جهان، بیمیهن و بیمسکن، و در خیمههای آوارگان به سر میبرد.
گاه در بغداد است و گاه در قندهار؛ گاه در مادرید است و گاه در اصفهان؛ گاه با چشم نهان نیشابور را میبیند و گاه در بازارهای کهنهٔ تهران زمین را فرش میکند و در محلههای ویرانهٔ شیکاگو خار و خاشاک میخورد. این شاعرِ کوچ و مهاجرت، که به سال ۱۹۲۶ در ساحل دجله زاده شده است، پیشگام شعر امروز عرب و زبان وجدان مردم مسلمان به شمار میآید.
#آوازهای_سندباد
#عبدالوهاب_البیاتی
#م_سرشک