
سر هیدرا، کارلوس فوئنتس
📚سر هیدرا
🌊کارلوس فوئنتس
🌊ترجمهی کاوه میرعباسی
🌊نشر ماهی
📜کاغذ تحریر، ۳۴۴ صفحه
🍀کیفیت: نو
نام رمان برگرفته از «هِیدرا»، هیولای چندسری در اسطورههاست که هر بار هرکول، قهرمان افسانهای، سری از آن میبرید، چندین سر دیگر به جای آن میرویید. هیدرا نمادی از تکثیر بیپایان است؛ جریانی سیال و مداوم از دوپارهشدن که در سراسر داستان بهگونهای نمادین در قالب جاسوسی، خرابکاری و دگرگونیهای هویتی تکرار میشود. همهٔ شخصیتهای این رمان واجد هویتی دوگانه یا حتی سهگانهاند.
علاوه بر این، در متن شاهد تکرار صحنهها، گفتوگوها و حتی ساختار روایی هستیم؛ تا آنجا که خواننده با دو برآمد محتمل روبهرو میشود: یکی آنچه در تخیل راوی روی میدهد ــ بازآفرینی فلیکس مالدونادو از سوی او، زیرا نتوانسته است عطوفتش را بهسوی خود جلب کند ــ و دیگری آنچه واقعاً بر قهرمان اصلی میگذرد.
زندگی شخصیت اصلی، که انسانی نگران و خیالپرداز است، در کشاکش اشتیاق به «دیگری بودن» میگذرد؛ تمنای دستیابی به هویتی خلاق و خارقالعاده برای جبران وجودی فرساینده و بیرمق. همین اسارت در دست نیروهایی بیرونی، او را وامیدارد تا هویت خویش را تغییر دهد و حتی تن به جراحی صورت بسپارد. در سراسر روایت، جفتهای متعادل و مثبت پیرامون شخصیت اصلی ــ همچون سارا کلاین، معشوق او، و ناخدا هردینگ، که تجسم آرمانهای سیاسی و اجتماعی است و فلیکس در پی تحقق آنهاست ــ یکی پس از دیگری از میان میروند. این سرنوشت خبر از فرجام محتوم فلیکس میدهد: تندادن به خواست اسیرکنندگان و در نهایت فروغلتیدن در جنون.
#سر_هیدرا
#کارلوس_فوئنتس
#کاوه_میرعباسی