مرثیههای خاک احمد شاملو انتشارات امیرکبیر، ۱۳۵۳ کیفیت: قدیمی و نو تومن به جُست وجوی تو بر درگاهِ کوه میگریم، در آستانۀ دریا و علف. به جُست و جوی تو در معبرِ بادها میگریم در چارراهِ فصول، در چارچوبِ شکستۀ پنجرهیی که آسمانِ ابرآلوده را قابی کهنه میگیرد. . . . . . . . . . . به انتظارِ تصویرِ تو این دفترِ خالی تا چند تا چند ورق خواهد خورد؟ جریانِ باد را پذیرفتن و عشق را که خواهرِ مرگ است. ــ و جاودانگی رازش را با تو در میان نهاد. پس به هیأتِ گنجی درآمدی: بایسته و آز انگیز گنجی از آندست که تملکِ خاک را و دیاران را از این سان دلپذیر کرده است! نام ات سپیدهدمیست که بر پیشانیِ آسمان میگذرد ــ متبرک باد نامِ تو! ــ و ما همچنان دوره میکنیم شب را و روز را هنوز را
نظرات
شما هم درباره این محصول نظر خود را بنویسید. برای ثبت نظر، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.